شعر زیبای خان محمد خسروی شاعر گلستانی با نام ” دل بر این دنیا مبند “

شعر خان محمد خسروی . . .

شعر شعر گلستان خان محمد خسروی شاعر گلستانی

شعر خان محمد خسروی

خان محمد خسروی , شعر خان محمد خسروی , زندگی نامه خان محمد خسروی , عکس خان محمد خسروی , بیوگرافی خان محمد خسروی

گر تو می‌دانی که این دنیا به آدم بی‌وفاست پس به من بر گو ببینم جدِّ آبایت کجاست

دل بر این دنیا مبند آخر بماند عرصه خالی گر بروی خشت بخوابی یا بروی فرش و قالی

وقت مردن کس نداند ای برادر در چه حالی گر نویسند کل دنیا پیش چشمت مال دولت

بر تو ارزش ندارد یک کرور یا یک‌ریالی

دل بر این دنیا مبند دنیای فانی بی‌وفاست هرکسی در پی دنیاست او ز موضوع اشتباست

گر تو می‌دانی که این دنیا به آدم باوفاست پس به من بر گو ببینم جدّ آبایت کجاست

دل بر این دنیا مبند ، دنیای فانی بگذرد خانه‌های صبر داری ، میهمانی بگذرد

تو ازبسی مال دنیا کاملی بر شغل خود خوف از آن‌وقتی بکن که زندگانی بگذرد

کار کردن بهر مردم ، آبروی زندگی است زن نبیند بهر انسان لذت دنیا همی

گر به ایمان……… به شراب و به قمار این مسلمانی تو در دفتر اسلام نیست

چند روزی بر تو این دنیا میهمانی بود از برای عارفان دنیا زندانی بود

این جهان و این مقام شد بر تِه آدم امتحان شرط صالح آن‌کس است درراه یزدانی بود

تو که خود دانی مسلمان ،کار تو برعکس دین عکس بر قانون اسلام، چه مسلمانی بود

تو که در سِندِت نگفتی لا الا اسم خدا وقت مردن گر بخوانند ، این چه ایمانی بود؟

تو که پرهیزی نداری‌ای بشر از نیک و بد این حکایت بهر تو کردار شیطانی بود

بر تمام…….کردی چون ابلیس دون تو شدی بیچاره و از راه حق افتاده دور

حیف از این عمری که با لهو و لعب کردیش تمام می‌کشی این آرزو در گوشه‌ی فردای گور

گر تو بشناسی خدای خالق یزدان را از ره نیکی عمل کردی تو چون قرآن را

جان تو با آشنایی هست در باغ بهشت آتش گندم بسوزد…………شیطان را

گوش کن از شاعر شیرین‌زبان مثل این از دوره‌ی آخر زمان

این زمان اصلاً به فکر مال دنیا……. یک سرودی را بدانم دل ز فرزند پدر

گر در این دوره بخوانی قصه‌های گربه موش می‌نمایم بی‌تکلف این سخن‌ها از تو گوش

گر در این دوره بخواند قائمی از امر دین گوشِ با عالِم نمایم گوشه‌ام را عقل و هوش

مجله شمالگردی

0