نقلی جالب از مرحوم کافی در مورد حجاب همسرش

نقلی از برخورد مرحوم کافی با یک بی حجاب

نقلی جالب از مرحوم کافی : محمد امین غلامی , آقای کافی نقل می کردند : داشتم میرفتم قم, ماشین نبود, ماشین های شیراز رو سوار شدیم, بین راه یه خانمی هم جلوی ..

درسی که مرحوم کافی به یک بی حجاب داد

شمال گردی – نقلی جالب از مرحوم کافیمحمد امین غلامی , آقای کافی نقل می کردند : داشتم میرفتم قم, ماشین نبود, ماشین های شیراز رو سوار شدیم, بین راه یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،, ( اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن ! ) هرچند دقیقه یکبار موهاشو , سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من, هی بلند می شد می نشست, هی سر و صدا می کرد, می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه, یکبار برگشت, یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته ( خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش  )

کافی , محمد امین غلامی , بی حجابی , حجاب , مرحوم کافی , داستان دینی , جملات راجع به حجاب , سخنان کافی , جمله هایی از کافی , درس از مرحوم کافی ,


گفت : آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت ؟

بردار یکی بشینه

نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه

گفتم: این خانم ماست .

گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش ؟

همه خندیدند .

گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم .

یهو یه چیزی به ذهنم رسید .

بلند گفتم: آقای راننده !

زد رو ترمز

گفتم : این چیه بغل ماشینت ؟

گفت : آقاجون, ماشینه !

ماشین هم ندیدی تو, آخوند ؟!

گفتم : چرا ؟! دیدم

ولی این چیه روش کشیدن ؟

گفت : چادره روش کشیدن دیگه !

گفتم : خب, چرا چادر روش کشیده ؟

گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم, چه می دونم !!

چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ..

انگولکش نکنن ..

خط نندازن روشو ..

گفتم : خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت ؟

گفت : حاجی جون بشین تو رو قرآن

این ماشین عمومیه !!

کسی چادر روش نمی کشه !!

اون خصوصیه روش چادر کشیدن !!

منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم : این خصوصیه, ما روش چادر کشیدیم.

شمال گردی

0