داستان آموزنده از حقوق حسن شفیع زاده فرمانده جنگی که به دنبال اسلام بود نه ..

حسن شفیع زاده اولین فرمانده سپاه ایران در آن دوران بود که آغاز ساخت سلاح و مهمات را در داخل کشور پیشنهاد داد و نمونه ای از توپ ” 122 مم ” را برای نمونه برداری و ساخت به کارخانه ماشین سازی اراک فرستاد.

داستان آموزنده از حسن شفیع زاده

داستان آموزنده : حسن شفیع زاده اولین فرمانده سپاه ایران در آن دوران بود که آغاز ساخت سلاح و مهمات را در داخل کشور پیشنهاد داد و نمونه ای از توپ ” 122 مم ” را برای نمونه برداری و ساخت به کارخانه ماشین سازی اراک فرستاد.

sardar shafizade , سردار شفیع زاده

مدیرعامل ماشین سازی که نمونه را دید گفت: می‌توانیم ام خیلی کار می‌برد تا به مراحل تولید برسد.

فرمانده سپاه جواب داد; مهم نیست چقدر کار ببرد, باید خودمان بتوانیم بسازیم, حتماً باید منتظر غنایم دشمن باشیم ؟ با سرسختی فرمانده آن توپ ساخته شد.
تازه کار ساخت آن توپ تمام شده بود که بلافاصله یک کاتیوشای ۱۲۲ را برای مسئول کارخانه فرستاد.

مسئول کارگزینی سپاه میگوید چند بار از او خواستم حقوقش را بیشتر کنم, گفتم پنج هزار تومان که چیزی نیست, اما شفیع زاده هر بار شانه خالی کرد.

در جلسه فرماندهان تیپ ۱۵ خرداد موضوع حقوق فرمانده را مطرح کردم, باور نکردند.

فیش حقوقش را نشان دادم, گفتند افسرانی که در حال مأموریت باشند از این بیشتر می‌گیرند ایشان که فرمانده توپ خانه هستند.

بالاخره مجوز کتبی دادند که حقوق برادر شفیع زاده را بیشتر کنم.

چنان عصبانی شد که تعجب کردم, گفت تو راز مرا فاش کرده ای, چرا آن‌ها باید می‌فهمیدند من چقدر حقوق می‌گیرم, من عذاب وجدان دارم که آیا ما برای همین مقدار حقوق کار می‌کنم که بیشتر هم بگیرم.

حسن شفیع زاده , فرمانده شجاع توپخانه نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی کربلای ۱۰ در شمال غرب منطقه عمومی ماووت در حالی که رهسپار خط مقدم جبهه بود, خودروی وی مورد اصابت ترکش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.

شهید حسن شفیع زاده از فرماندهانی بود که به دنبال اسلام و عدالت اجتماعی اسلام برعلیه ظلم و استکبار برخواست و سپس خود را به میدان های جنگ خونین دفاع مقدس رساند, وی همواره بر عدالت اسلام و رفاه مردم تاکید داشت و از این رو مبارزه اش را برای صلح و آسایش مردمش مقدس میگمارد.

آیا امروز ما هم از اسلام به دنبال برقراری امنیت, رفاه  و آسایش مردمان هستیم ؟ یا فقط سنگ خودمان را به سینه میزنیم و برای موقعیت اجتماعی دم از اسلام میزنیم ؟!!!

یادت گرامی روحت شاد فرمانده

آرشیو ⇐ داستان آموزنده

مجله شمالگردی

0