زندگی نامه فخرالدین اسد گرگانی

فخرالدین اسعد گرگانی از داستان سرایان بنام گلستان می باشد که داستان ویس و رامین از آثار وی می باشد.

فخرالدین اسد گرگانی

مشاهیر گلستان : فخرالدین اسعد گرگانی از داستان سرایان بنام گلستان می باشد که علاوه بر شعر در علوم و فلسفه نیز نبوغ بالایی داشته است. از وی به عنوان یکی از شاعران بزرگ پارسی یاد میشود که در زمان حکم فرمایی سلطان ابوطالب طغرل بیک سلجوقی نامی برای خود دست و پا کرد و به شهرت رسید و در سال 446 ه ” 1504 م ” جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نویسنده داستان ویس و رامین , fakhr aldin asad gorgani , zendeginame fakhr aldin asad gorgani

فخرالدین اسعد گرگانی در جوانی وطن خود ” گرگان ” را ترک کرده و به اصفهان ” سال 443 ” رفته وی معاصر و مداح طغرل سلجوقی بوده و در فتح اصفهان همراه وی بوده و هنگامی که سلطان از اصفهان به قصد تصرف همدان خارج شد فخرالدین در اصفهان با عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری که از طرف طغزل بیک سلجوقی به حکومت اصفهان تعیین شده بود باقی ماند.

در ملاقات هایی که میان فخرالدین اسعد گرگانی و ابوالفتح مظفر گذشت یک روز حاکم اصفهان صحبت از داستان ویس و رامین کرد و حاکم اصفهان از او خواست که داستان ویس و رامین را به نظم در آورد و در نهایت فخرالدین اسعد گرگانی از دستورات حاکم اطاعت کرد و به ترجمه ی آن از پهلوی به پارسی و در آوردن آن به نظم همت گماشت.

از ابیات ویس و رامین معلوم می شود که شاعر به هنگام نظم داستان جوان بوده است :

چو این نامه بخوانی ای سخن دان گناه من بخوان از پاک یزدان

بگو یارب بیامرز این جوان را که گفتست این نگارین داستان را

در تاریخ ادبیات جهان داستان سرایان بزرگی منظومه های جاودانه ای آفریده اند, منظومه هائی که قرنها سینه بسینه و دهان بدهان از نسلی به نسل دیگر به ارث رسیده است.

از جمله منظومه های فنا نا پذیر میتوان شیرین وفرهاد , لیلی و مجنون , وامق و عذرا , رمئو و ژولیت و ویس و رامین را که سرآمد منظومه های عاشقانه بوده اند نام برد.

منظومه ویس و رامین شاهکاری است که توسط  فخرالدین اسد گرگانی حدود یک هزار سال پیش به نظم در آمده و بجامه بشری اهدا شده است.

داستان ویس و رامین از داستان های کهن ایرانی است و برخی میگویند از داستان های مربوط به اواخر عهد اشکانی می باشد.

صاحب مجمع التواریخ و القصص این قصه را مربوط به زمان شاپور پسر اردشیر بابکان می داند و گفته است : اندر عهد شاپور قصه ی ویس ورامین بوده است , و موبد برادر رامین صاحب طرفی بود از دست شاپور , به مرو نشستی و خراسان و ماهان به فرمان او بود.

همچنین دلایلی که برای اشکانی بودن این داستان آورده می‌شود :

شاه‌ شاهان : مهرداد دوم نخستین کسی بود که از لقب شاه‌ شاهان برای خود استفاده کرد, در ویس و رامین هم برای شاه موبد, برادر رامین و شوهر ویس لقب شاه شاهان بارها برای او به کار رفته‌ است و هرچند پس از مهرداد نیز شماری از شاهان اشکانی از این لقب بهره بردند ولی هیچ یک به اقتدار او نرسیدند.

جنگ با ارمنستان : مهرداد دوم در سال ۱۱۰ پ.م به جنگ با ارمنستان رفت. این موضوع در ویس و رامین نیز آمده‌است :

که رامین رفت خواهد سوی ارمن

به نخچیر شکار و جنگ دشمن

جنگ ایران و روم : در سال ۱۲۲/۱۲۱ پ.م مهرداد دوم به آسیای کوچک و روم حمله می‌کند و پیروز می‌شود, در ویس و رامین نیز آمده‌است :

شاهنشه موبد از قیصر خبر یافت

که قیصر دل ز راه مهر برتافت

ز بد راهی نهادی دیگر آورد

به خودکامی سر از چنبر برآورد

همه پیمان‌های کرده بشکست

بسی کس‌های موبد را فروبست

ز روم آمد سپاهی سوی ایران

بسی آباد را کردند ویران

در ادامه ی داستان هم شرح داده می‌شود که شاه از تمام شهرها لشکری آماده می‌کند و به نبرد با رومیان می‌رود و پیروز باز می‌گردد.

ساتراپ ساتراپ‌ها : در نقش برجسته‌ های بیستون, نقش برجسته‌ای از مهرداد دوم وجود دارد که ۴ تن از ساتراپ‌های محلی در برابر وی قرار دارند.

یکی از این افراد همین گودرز است که به عنوان ساتراپ ساتراپ‌ها, یعنی مسئول تمامی ایالات در پیشاپیش ساتراپ‌ های محلی قرار گرفته‌است.

در ویس و رامین می‌خوانیم که رامین برای فراموشی ویس از شاه می‌خواهد که او را سپهبدِ ماه‌آباد ” ایالت ماد ” کند, که شاه در استقبال از این پیشنهاد حکم رانی گرگان و ری و کوهستان را نیز به رامین می‌سپارد و در ادامه نیز روشن می‌شود علاوه بر این مناطق بر مناطق دیگری نیز حکم می‌رانده‌است :

بگشت او گرد مرز پادشاهی

گرفته رای فرمانش روایی

نشسته با سپاهی در سپاهان

که بود از مرزها بهتر سپاهان

ز گرگان تا ری و اهواز و بغداد

بگسترده بساط رامش و داد

استقلال از شاهنشاه :

رامین با رسیدن به قزوین دیگر از شاهنشاه اطاعت نمی‌کند و خود را پادشاه می‌خواند, گودرز نیز در سال ۹۱ پ.م از فرمان مهرداد دوم سرپیچی می‌کند و خود را شاه ایران می‌خواند, جالب است که رامین بر پایهٔ ” ویس و رامین ” در مناطق غربی ایران قرار می‌گیرد و گودرز نیز در مناطق غربی ایران بوده‌است.

خورشیدشاه :

یکی از القاب مهرداد دوم, خورشید بوده‌است که او را خورشیدشاه نیز می‌خوانده‌اند, در ” ویس و رامین ” نیز چنین آمده‌ است :

ز یک سو زن مرا دشمن گرفته

وزو خورشید نام من گرفته

پایتخت :

پایتخت شاهنشاه (موبدشاه) در ویس و رامین شهر مرو در ۳۰۰ کیلومتری عشق‌ آباد می‌باشد و پایتخت مهرداد دوم نیز در شهری به نام ” نیسا ” در نزدیکی عشق‌آباد امروزی بوده‌ است که امروزه ویرانه‌ های آن باقیست, پس می‌توان پذیرفت که مراد شاعر از شهر مرو, همان شهر نیسا بوده‌ است.

دیگر دلایل :

شرح ویژگی‌های دژ اشکفت دیوان در ویس و رامین نشان می‌دهد که این بنا بسیار مستحکم و استوار بوده‌ است و می‌ توانیم زمان کاربری این بنا را با عصر مهرداد دوم منطبق کنیم.

در ویس و رامین از روابط میان دربار ایران و دربار چین سخن گفته می‌شود که در زمان مهرداد دوم نیز چنین روابطی وجود داشته‌ است.

تطابق زایچه :

از جمله ی محکم‌ ترین دلایل پیرامون این موضوع زایچه ی (جدول یا شرح محل ستارگان که بیشتر به مناسبت‌هایی ویژه چون زایش, مرگ و یا وقوع جنگی ثبت می‌شده‌ است. ) است که در کتاب ویس و رامین آورده شده‌است و بیانگر زمانی است که شاه برای نخستین بار با ویس دیدار می‌کند, که با دانش ستاره‌شناسی امروز و با بررسی وضعیت آسمان در فاصله ی سال‌های ۲۴۷ قبل از میلاد تا پایان دورهٔ ساسانیان و حتی زمان زندگی فخر الدین اسعد گرگانی, تنها می‌ توان به یک حالت منطبق با نشانه‌های زایچهه ی کتاب ویس و رامین برخورد کرد و این تاریخ هم برابر با ۱ جولای ۱۱۶ پ.م می‌ باشد و این درست همان زمانی است که مهرداد دوم در ایران پادشاهی می‌کرد.

از آنجا که در بنظم در آوردن این داستان جاودانه شاعر نهایت فصاحت و بلاغت و روانی را رعایت داشته منظومه او سر مشق شاعرانی قرار گرفت که در سرودن داستان های عاشقانه در زبان پارسی به شهرت رسیدند.

از آنجمله میتوان به نظامی بزرگ شاعر ایرانی اشارتی نمود که در خلق منظومه فنا ناپذیر خسرو و شیرین خود از سبک و سیاق و اندیشه فخر گرگانی تاثیر بسزا پذیرفته است.

این داستان پیش از آن که فخر الدین اسعد آن را به نظم در آورد میان ایرانیان شهرت داشت.

قدیمی ترین کسی که در دوره ی اسلامی از این داستان در اشعار خودش یاد کرده ابو نواس است که در یکی از فارسیات خود چنین گفته است :

و ما تتلون فی شروین دستبی و فر جردات رامین و ویس :

داستان ویس و رامین بر خلاف بسیاری از کتب پهلوی پیش از اسلام که در نخستین قرن های هجری به زبان عربی درآورده بودند از آن زبان نقل نشده بود لیکن در بعضی نواحی ایران هنوز نسخه هایی از متن پهلوی آن در میان مردم رایج و مورد علاقه آنان بود

و در اصفهان مردم بر اثر دانستن زبان پهلوی آن کتاب را میشناختند و آن را میخواندند.

فخرالدین اسعد گرگانی , عکس فخرالدین اسعد گرگانی , زندگی نامه فخرالدین اسعد گرگانی , بیوگرافی فخرالدین اسعد گرگانی

روش فخرالدین اسعد در نظم این داستان همان است که ناقلان داستان های قدیم به نظم فارسی داشتند, و این طریق از قرن چهارم در میان شاعران متداول بود.

تصرف شاعران در این گونه داستان ها آراستن معانی با الفاظ زیبا و تشبیهات بدیع و اوصاف دل انگیز یعنی آرایش های ظاهری و معنوی است و علاوه بر این در مقدمه کتاب و آغاز و انجام فصل ها نیز گاه سخنانی از خود دارند .

فخر الدین اسعد تا زمانی که داستان ویس و رامین را آغاز نکرده بود از همین روش استفاده کرد اما از آن پس از روایت های کتبی وشفاهی درباره ی این داستان استفاده کرد.

متن پهلوی داستان ویس و رامین چنان که فخرالدین اسعد گفته است فاقد آرایش های لفظی و معنوی است و شاعر آن را به صورت نظم در آورده است و استعارات و تشبیهات زیبا و دلپذیر در آن به کار برده است که در ادبیات فارسی تازگی دارد که از قدیم در نزد ناقدان سخن معروف بوده است.

فخرالدین اسعد در گزارش این داستان جانب سادگی و فصاحت و بلاغت را نگه داشته است, چون این کتاب از زبان فارسی میانه گزارش شده است بسیاری از لغات و ترکیبات آن زبان را در خودش حفظ کرده است;

برای مثال [ ابا ,  ابی , ابر ] به جای [ با , بی , بر ]

و [ پول ] به جای [ پل ]

و [ ایدون و همیدون ] به جای [ چنین ] از این قبیل کلمات اند.

فخرالدین از شاعران شیرین سخن و ساده گوی ایران است, اشعار او همه طبیعی و از هر گونه تکلف خالی است.

صنایع و تکلفات ادبا از نظر او بی ارج و بهاست و در تعبیرات و تشبیه و استعاره به تقلید از گذشتگان پایبند نیست و رعایت قواعد قافیه را هم چندان لازم نمی داند هر چند که فخرالدین اسعد به بهترین وجه تز عهده ی نظم کتاب بر آمده است و کتاب او به سرعت مشهور و مورد قبول واقع شده است, ولی چون محتوای کتاب مربوط به فرهنگ کهن بوده است و در مواردی با موازین اخلاقی و اجتماعی اسلامی تطبیق نمی کرده از شهرت و رواج آن کاسته شده است.

خلاصه داستان => ویس و رامین

مجله شمالگردی

این صفحه بروزرسانی خواهد شد . . .

1+