داستان آموزنده احساس مسئولیت یک کارگر

داستان نقل جامعه ی امروز ماست که همه تمام تلاششان را می کنند تا مشغول در هر کاری که هستند به بهترین نحو ممکن به دیگران خدمت کنند.

داستان آموزنده

داستان آموزنده : داستان نقل جامعه ی امروز ماست که از کارگران و دست فروشان گرفته تا کارمندان و مدیران و الی آخر .. تمام تلاششان را می کنند تا مشغول در هر کاری که هستند به بهترین نحو ممکن به دیگران خدمت کنند.

داستان آموزنده , داستان , داستان پندآموز , داستان پند آموز , داستان های آموزنده , داستان های پند آموز ,

یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود, تعریف کرده است که : روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم.

رفتار جوانی نظرم را جلب کرد, او با جدیت و حرارتی خاص مشغول تمیز کردن یک ماشین بود. بی اختیار ایستادم.

مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود, مرد جوان پس از .. تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل , راهش را گرفت و رفت چند متر آن طرفتر , در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد.

رفتار وی گیجم کرد, به او نزدیک شدم و پرسیدم : ” مگر آن ماشینی را که تمیز کردید متعلق به شما نبود ؟ ”

نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن است. دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.

میشود اشاره ای هم کرد به جمله ای آموزنده از ;

شهید چمران : میگویند تقوا از تخصص لازمتر است, آنرا می پذیرم, اما میگویم : آنکس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد بی تقوا است.

بخش داستان مجله شمالگردی

0