زندگی به سبک زندگی حضرت فاطمه س

سبک زندگی حضرت فاطمه س : بسیارند درس هایی که در زمینه های مختلف زندگی حضرت فاطمه س حاصل شده است و مسلمانان ..

سبک زندگی حضرت فاطمه س

شمال گردی : بسیارند درس هایی که در زمینه های مختلف زندگی حضرت فاطمه س حاصل شده است و مسلمانان , بویژه دختران و زنان با استفاده از آنها, میتوانند راه حیات را برای خود هموار سازند. در ادامه به درس هایی گرانبهاء و هدایت کننده اشاره خواهیم کرد.

حضرت فاطمه س , زندگی حضرت فاطمه س , همسرداری حضرت فاطمه س , خانه داری حضرت فاطمه س , سبک زندگی حضرت فاطمه س , حضرت زهرا , اخلاق حضرت زهرا ,

• خانه فاطمه س :

نخست از خانه فاطمه س حرف بزنيم, جايی که او و علی (ع) در آن زندگی کرده اند و گل های بوستان خود را در آن پرورش داده اند.

تا مدت هايی زياد, آن ها در اطاق اجاره ای زندگی را سرکرده اند که دور از خانه پيامبر بود.

بعدها رسول خدا با يکی از صحابه سخن گفت و خانه اجاره ای آن ها را به محلی نزديک تر به خود آورد و سال ها گذشت تا آن ها خود صاحب خانه ای و حجره ای کوچک شدند.

اين خانه که در کنار خانه پيامبر ص بود و بيش از يکی دو متر با آن فاصله نداشت, خانه ای بود کوچک و محقر, فرش آن شامل حصيری بود که تنها نيمی از اطاق را می پوشاند و نيم ديگر با شن نرم مفروش بود.

درب آن يک لنگه ای و معرف فقر اهل خانه, در اين خانه فاطمه س با علی (ع) هم راز و بهتر بگوييم هم بند و هم سلول بود.

از ديدی محلی براي زندگی و مسکن است, از سويی ديگر کارگاهی است برای کارهای دستی فاطمه (س) که برای کمک معاش و يا در بسياری از موارد برای خدمت به فقرا و مساکين انجام می گرفت و از جهتی مرکز آمد و شد ياران علی (ع) , دوستان فاطمه (س) , زنان مسأله دار و هدايت خواهی بود.

فاطمه (س) اين خانه را مدرسه و دانشگاهی ساخته بود, نه تنها براي فرزندان خود, بلکه برای زنان مسلمان که سوالات مذهبی خود را از او مي پرسيدند.

آن را کانون مقدسی ساخته بود که اعضای خانه آن را سنگری دانسته, پناه و سکون خود را درآن جا مي جستند.

اين کانون مطمئن ترين محل آرامش و پناه علی (ع) بود.

• اهميت خانه داری حضرت فاطمه ( س ) :

فاطمه (س) از کسانی نبود که خانه داری را کاری کوچک بشمرد و يا خانه را به شوق اداره و منصبی ترک گويد و يا آن را محل و مرکزی برای بلند پروازی خود قرار دهد.

او به اين نکته آگاه بود که کانون خانوادگی و اداره آن کمتر از اداره يک کشور نيست و حتی پايه کشورداری به حساب مي آيد.

و هم می دانست و از زبان پيامبر شنيده بود که خدمت در خانه و خانه داری دارای اجر و حسنه است, حسنه ای که هيچ کاری از زن با آن برابري نمی کند.

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسيد : زن در چه حالی به خدا نزديک تر است ؟ و اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند.

فاطمه (س) اين سخن را شنيد و پيام فرستاد : ( زن در حالی به خدا نزديک تر است که ملازم خانه باشد و از آن بيرون نشود. )

او می دانست که خانه سنگر است, پايگاه اجتماعی اعضا است, همانند يک نهاد اجتماعی گران قدر است و کاری براي زن از نظر ارزشمندی معادل خانه داری نيست.

بدين سان, هم خود را به خانه داری نهاد و اداره و مديريت آن و نيز تربيت فرزند را در آن به وجهي نيکو پذيرا شد.

او در اين راه احساس خجلت و ننگی نداشت و زير بار وظايف آن شانه خالی نمی کرد.

مرکزيت خانه اش در مسير تربيت فرزند, مشاوره و همدلی با علي (ع) و مهرورز, به اهل خانه بود و حاصل چنين اقدام, فاطمه (س) را بيش از پيش محبوب کرد و او را راضی به اين تقسيم کار پيامبر بود که کار درون خانه از آن او و کار بيرون خانه از آن علي (ع) باشد و خدای را بر اين امر سپاس گزار و شاکر بود.

• مسئوليت در خانه :

او به فرموده رسول گرامی اسلام, رييس خانه بود.

کدبانويی مجرب که گويی تمام دوره ها, مديريت خانواده را گذرانده و به وظايف خود نيکو آشنا بود.

مسئوليتش سنگين بود, در آن روزگار دشوار ؛ آن هم در دوره فقر خاندان پيامبر او بايد به امور زير می رسيد :

سر و سامان دادن امور خانه، آن هم خانه ای که مرکز آمد و رفت است و چند کودک خردسال درآنند.

تربيت و اداره و نظافت و سرپرستی فرزندان که آن هم کاری اندک و آسان نيست.

پيشه وری و صنعت گری چون بافتن پيراهن برای فرزندان و يا پشم ريسی براي کمک به معاش.

آسياب کردن گندم يا جو با دستاس که رسول خدا فرموده : ( دست فاطمه (س) در اين راه زخمي شده است.

آوردن آب از بيرون که در آن روزگار اين هم مشکلی براي فاطمه (س) بود و خانه ها آب نداشتند.

هدايت و سرپرستی زنان جديدالاسلام که از برکت فاطمه (س) هدايت می شدند.

و بالاخره کارهای ديگری که هر زني بدان واقف است و به اصطلاح خودشان از بام تا شام در خانه مي دوند ولی باز هم کارشان نيمه کاره می ماند.

برای تهيه مختصر غذايی آن هم وقت می گذراند ولی باز هم مطبوع طبع آن ها قرار نمی گيرد.

درک سنگينی مسئوليت او ميسر نيست, مگر آن گاه که آدمی خود در شرايط آن قرار گيرد.

• سکون خانه :

خانه فاطمه (س) از آن خانه هايی است که خدا خواسته نام او در آن جا بلند گردد و مورد تسبيح و تقديس باشد.

طبيعی است که چنين خانه ای نمي تواند مرکز آشفتگی و هرج و مرج باشد.

نخستين چيزی که بايد در آن حضور داشته باشد سکون و آرامش است و فاطمه (س) سعی داشت چنين کند.

او می داند که ترقی و عظمت شوهر, کوشش و تلاش ارزنده او تا حدود زيادی مرهون زندگی آرام و ساکن او در محيط خانه است و خانه بايد سنگر آرامش و محل تجديد قوا باشد تا شوهر بنشيند, درست نقشه بکشد و درست طراحی کند و درست تصميم به اجرا و عمل بگيرد.

خانه بايد در سکون و آرامش باشد تا شوهر بتواند در آن خانه احساس راحتی کرده و مشقات بيرون را از تن به در نمايد.

خانه فاطمه (س) برای علی (ع) چنين وضعی داشت.

علی (ع) در کنار زهرا (س) احساس آرامش می کرد و حتی هرگاه که از حوادث و مشکلات زندگی به ستوه می آمد به سنگر خانه پناه مي برد و در آن جا کمی با فاطمه (س) سخن می گفت و تجديد قوا می کرد و از نو سرگرم کار و تلاش و مبارزه می شد و اين امر در سراسر زندگی علي (ع) وجود داشت, حتي پس از وفات فاطمه (س) و در سر مزارش.

• گرمی و روشنايی کانون :

فاطمه (س) در محيط خانه چون ماهی درخشان بود که نور وجودش, کانون خانه و دل علی (س) را روشن مي کرد.

او مصداق اين آيه قرآن بود که : ” او روشنی بخش خانه بود, ديدارش رنج ها و غصه ها را از دل مي زدود (1)”.

علي (ع) خود فرمود : “وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام غم و غصه ام زدوده مي شد. (2)”

فاطمه (س) کانون خانواده را گرم مي داشت, علی(ع) و فرزندان را دل به اين خوش بود که در کنار فاطمه اند و در آن کانون اند.

از ديدی, او چون شمعی بود که پروانه ها را به دور خود جمع کرده, به آن ها گرمی و نور می داد.

خانه اش کانون انس و صفا بود.

اعضای خانه با هم انس و آشتی و معاونتی داشتند و در کمال هم رنگی و صداقت, در سايه ايمان به خدا و رسول و کتاب او زندگی مي کردند.

اگر علی (ع) تصميمی مي گرفت همگان همراه او بودند و اگر فاطمه (س) تصميمی اتخاذ می کرد ديگر افراد خانه با او همگام می شدند و بالاخره فاطمه (س) در گرم داشتن کانون لطف و عنايت به همسر, رحمت و دلسوزی به فرزندان, مصداق حديث پيامبر بود که, خيرنسائکم, الطفهن بازواجهن و ارحمهن باولادهن (3) و مصداق احاديث ديگر رسول چون عفيفه بودن, شوهر دوست و فرزند دوست بودن و ضمن اين که او خود ملهم به الهامات الهی بود.

• اصل ساده زيستی :

روزي پيامبر وارد منزل فاطمه (س) شد, دخترش را ديد که روی زمين نشسته با يک دست فرزندش را در آغوش گرفته و با دست ديگر با آسياب دستي گندم ها را آرد مي کند, اشک در چشمان پيامبر حلقه زد و فرمودند : “دخترم, تلخی ها و مشکلات دنيا را به ياد شيرينی و سعادت بهشتی بر خود گوارا ساز. ”

ساده زيستی و ساده پوشی و زندگی با روح و صفا, سبک و سيره فاطمه (س) بود و بر دوری گزيدن از اسراف کاری و زندگی در اسارت تجملات اصرار می ورزيد ؛ چرا که زندگی پر زرق و برق و تجملی به جاي اين که انسان را به نيک بختی و آزادی و آزادگی و آرامش خاطر برساند او را به انواع قيد و بندهای بيهوده گرفتار می نمايد.

• اصل فروتنی و مديريت پذيری :

حضرت فاطمه (س) در پاسخ درخواستی از سوی حضرت علی (ع) می فرمايند : “خانه, خانه توست, زنان همراه مردان هستند و من در هيچ کاری با تو مخالفت نمی کنم. ”

با اين که حضرت (س) در ابعاد گوناگون زندگی ممتاز و هم سنگ اميرمؤمنان بودند و از لحاظ موقعيت معنوی و جايگاه اجتماعی و خانوادگی نيز همانند ايشان بودند.

اما نه تنها در قلمرو زندگی به ويژه خانه و خانواده خود را با همتای خويش هماهنگ و همراه می کردند, بلکه در شرايط حساس و سرنوشت ساز از ديدگاه و موضع خويش به احترام آن حضرت گذشت می کردند.

• اصل عشق و صميميت در خانواده :

آن بانوی بزرگوار, در همه ابعاد زندگی, به ويژه در زندگی مشترک الهام بخش و در رابطه با حقوق ديگران, سيره اش وفا و وفاداری بود.

چرا که ايشان رهروان خويش را بر اين انديشه رهنمون می کردند که وقتی ميان دو جوان پيمان زندگی مشترک بسته می شود, زندگی انفرادی آنان به يک زندگی اجتماعی تبديل می گردد و امضای اين پيمان مقدس و انساني بدان مفهوم است که آن دو انسان با هم پيوند می بندند تا پايان زندگی يار و ياور و وفادار يکديگر و رفيق راه هم باشند.

خود حضرت نيز در اين رابطه می فرمايند : ” اي پسر عمو ! از روزی که با تو زندگی کرده ام نه به تو دروغی گفته و نه خيانتي کرده و نه با تو مخالفتی ورزيده ام. ”

• اصل همسرداری :

حضرت فاطمه (س) می فرمايند : “وای به حال زنی که شوهرش را خشمگين کند و خوشا به حال کسی که همسرش از او خشنود باشد.” سيره فاطمه (س) در زندگی مشترک, رعايت دقيق و ظريف حقوق و حرمت همتای زندگيش بود.

از اين رو کسی که انتظار دارد حقوق و حرمت او از سوی ديگران رعايت گردد و شخصيت و کرامت او گرامی داشته شود، خود بايد حقوق و حرمت ديگران را پاس دارد.

• اصل برنامه ريزی در خانواده :

حضرت فاطمه (س) سمبل نظم و انضباط, نمونه ظرافت, دقت و تدبير بود.

ايشان بر اين باور بود که دينداری و دين باوری راستين, پاي بست بودن به حساب و کتاب, قانون و مقررات و داشتن نظم و برنامه در زندگی مي باشد.

• اصل همکاری و کمک کاری :

حضرت فاطمه (س) در تنگنا, خستگی و دشواری زندگي بود, ولی چنان نبود که شوهری خودخواه و تن پرور داشته باشد که اين همه کارها و تلاش ها را وظيفه خاص زن بداند و کمک کارش نباشد.

نه, علي(ع) چنين مردی نبود.

او در کار و تلاش مردانه اش کمتر از فاطمه (س)نبود.

چه بسيار از کارهای خانه را او انجام مي داد.

حتي با فاطمه (س) می نشست و گندم آسياب می کرد و حتی در مواردی نان می پخت, رسيدگی به امور بيرون, تهيه نان برای چنان خانواده ای با فرزندان متعدد, آن هم کار و اشتغالی مشروع, آب کش, برای مزرعه و درختان, کار فردی برای آبياری درختان, حضور در جبهه و صحنه رزم, دستگيری از بينوايان, بردن نان و آذوقه برای دردمندان, عبادت رسمی و حضور در عرصه های سياسی خود کاری بس وسيع و پردغدغه بود.

در عين حال هرآنگاه که از کار روزمره فارغ می شد و به خانه می آمد با همان بدن خسته به کمک فاطمه (س) می شتافت.

اصلاً يکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها تعيين حدود مسئوليت افراد در خانواده است.

با تقسيم کار, عدالت اجتماعی در محيط کوچک خانواده سعادت می آفريند.

تفاهم و تعاون دو اصل لازم اخلاقی در تشکيل و پايداری سالم نظام خانوادگی است.

از ديدگاه اسلام مرد حق ندارد همسر خويش را به چشم يک خدمتکار بنگرد و کارهای خانه را وظيفه واجب او بداند.

اين صفا, ايثار, صميميت, رأفت و عطوفت زن است که زمينه پذيرش کارهای طاقت فرسايی, چون : خانه داری, فرزندداری و همسرداری را پديد می آورد.

از اين رو اسلام مرد را موظف مي کند که همچون گلی پربها از همسر خويش مراقبت کند.

اما گذشته از اين صحبت ها, آيا من و شمای مادر و همسر که امروز کار و فعاليت در اجتماع و جامعه, جزء جدايی ناپذير زندگي مان شده, چقدر به خانه و همسر و فرزندانمان می رسيم.

اگر واقعاً درجه اهميت و اولی را به خانه داری و همسرداری و فرزندپروری که وظيفه اصلی ماست داده ايم و به کار بيرون مان هم می پردازيم که عادليم و خوش انصاف و حق هم همين است که همسرمان برتر از يک گل از ما مراقبت و نگهداري و حفاظت نمايد.

اما اگر نه, کار خانه را ننگ و عار می دانيم و فراموش کرده ايم که برای چه ازدواج کرده ايم و قرار نيست فرزندانی بي ادب و بی تربيت تحويل جامعه بدهيم و می بايست اول به نيازهای همسر و فرزندانمان که هم حق طبيعي آن هاست و هم به واسطه برآوردن اين نيازها در درجه اول اين خودمان هستيم که به آرامش مي رسيم, لازم است در نظريات و باورهايمان پالايش کنيم و با تفکر و تأمل, به خود برسيم و به زن بودنمان, زنی که کرامت و شرافت و بزرگی اش برتر است که از دامن زن, مرد به معراج میرود ..

شمالگردی

پي نوشت ها :

  1. 19/انسان
  2. مناقب خوارزمي /ص256.
  3. نهج الفصاحه.

منابع :

  1. در مکتب فاطمه (س) دکتر علی قائمی
  2. جامی از زنان کوثر, استاد محمد تقی مصباح يزدي.
  3. نهج الحياه.
  4. بحارلانوار.
  5. بيت الاحزان.
  6. دلائل الامامه.
  7. فرهنگ فاطمه.
  8. سيری در سيره ريحانه پيامبر.
  9. بانوی نمونه اسلام.
  10. ماهنامه موج عصر شماره 13 و14
0