قسمت اول فتنه های آخرالزمان

زمان ظهور , قسمت اول فتنه های آخرالزمان

قسمت اول بررسی فتنه های آخرالزمان , زمان ظهور مهدی موعود . بسم الله الرحمان الرحیم : حمد خدای را که خالق آسمان ها و آفریننده ی آن هاست و گسترنده زمین ..

زمان ظهور منجی عالم حضرت مهدی ع چه موقعی است

شمال گردی : قسمت اول بررسی فتنه های آخرالزمان , زمان ظهور مهدی موعود .

فتنه های آخرالزمان , زمان ظهور , زمان ظهور منجی , زمان ظهور حضرت مهدی , ظهور ولی عصر , امام مهدی ع , امام زمان ع ,

بسم الله الرحمان الرحیم : حمد خدای را که خالق آسمان ها و آفریننده ی آن هاست و گسترنده زمین و بردارنده آنهاست و شکافنده چشمه ها می باشد.

و شهادت می دهم به اینکه محمد ( ص ) بنده و رسول اوست که ختم کننده رسالت های گذشته و فخرکننده بر تمام آنان است و رسول اوست که آغاز کننده دعوت آینده و نشر دهنده آن است, او رابه سوی امتی فرستاده که به پرستش بت ها گرفتار و پریشان بودند.

ای مردم من و حبیب من محمد ( ص ) مانند این دو انگشت هستیم ( و اشاره فرمود به انگشت سبابه و وسط خود ) و فرمود : اگر نبود آیه ای از کتاب خدا هر لحظه خبر می دادم شما را به آنچه که در آسمان ها و زمین است و آنچه در زیر زمین است و آنچه که در زیر زمین است که چیزی بر من پوشیده نیست و حتی کلمه ای از علوم بر من مخفی نیست, اما به من وحی نمی شود ( ابته به ائمه اطهار وحی می شود اما در احکام شریعت وحی نمی شود, چون در احکام و دستورات دین هر چه لازم بوده به پیامبر اکرم ( ص ) وحی شده است و چیزی کم نبوده که حالا دوباره وحی شود. )

لکه این عملی است که رسول الله ( ص ) آن را به من تعلیم داده است, او به من هزار مسئله آموخت که هر مسئله هزار باب دارد و هر بابی هزار نوع است.

پس بپرسید از من قبل از آن که مرا پیدا نکنید و سوال کنید از من آنچه در زیر عرش است تا به شما خبر دهم و اگر نبود اینکه بگویید که علی بن ابیطالب ( ع ) جادوگر و ساحر است چنانکه در حق پسرعمم گفته شد هر لحظه خبر می دادم شما را به مواضع خواب شما و خزائن و گنج های پنهان که در زیر زمین قرار دارند.

ای مردم منم کسی که نزن اوست کلید های غیب که نمی داند آن را بعد محمح ( ص ) غیر من, منم کسی که همه چیز را داناست.

منم مبین امتحان, منم از آتش ن حجت خدا بر انسان و جن, منم ابوالائمه, منم پدرمهدی قائم آخرالزمان.

چه وقت قائم قیام می کند ( زمان ظهور ) :

پس مالک اشتر برخاست و عرض کرد : ای امیر مومنان چه وقت قائم از فرزندان شما قیام خواهد کرد ؟ حضرت فرمود : وقتی که باطل و پست پیشرفت کند, و راستی و حقیقت ها سبک و خوار شود و می رسد آنچه باید برسد و پشت ها سنگین شود از ستم ها و فشارها و گناهان, کارها به همدیگر نزدیک شود ( شاید مراد مغازه ها باشد چون در جایی آمده بازارها نزدیک هم باشد که الآن می بینیم خیلی از مغازه ها نزدی هم و یک شکل و یک کار می کنند ) و آشکار می شود خبر ها و صورت مالکان به خاک مالیده می شود, و صاحبان ممالک به بدی رفتار کنند و هلاک شونده هلاک شود, و چاه ها و قنات ها خشک شود و از اطاعت امام عادل بیرون روند.

و سختی ها و کینه ها زیاد شود و عمرها کوتاه گردد و مردم سرگردان و متحیر گشته و از بسیاری فتنه ها و فکرهای بد به خروش آیند.

غوغای گرگ ها و خارپشت ها بلند گردد و موج ها بجنبد ( شاید مراد موج ها صدای فتنه گران است که به وسیله تلویزیون و ماهواره و رادیوها و…. که فتنه گری کنند ) و حج گزاران ناتوان شوند ( یعنی یا حج ممنوع شود و یا اینکه نگذارند مردم به راحتی حج را بجا آورند همین طور که اکنون وهابیت شیعیان را آزار می دهد. )

و آشفتگی برسد, جنگ ها شدت یابد و اختلاف در اعراب افتد و طلب و بازجویی سخت شود, و عقب نشینی کنند ترسندگان, و وام ها مطالبه شود, و اشک ها بریزد و مغبون فریب خورد, و شادی نشاط از بین مردم رخت بربندد و شورشیان شورش نموده و سم پاش ها سم پاشی کنند, ( شاید منظور منحرف نمودن افکار و اعتقادات باشد ) و جست و خیز کنندگان هجوم آورند, و هواهای نفسانی مختلف و زیاد شود, بلاها عظیم گردد و شکایات شدید و زیاد شود.

دعواها و کینه ها طولانی شود و متجاوز از حد خود تجاوز کند, و خشم کننده خشم کند.

قتال و جنگ زیاد شود و تاخت و تاز کنند, سخت گیرندگان و طعن زنندگان در دین شدید و حاضر جواب شوند, بیابان ها غبار آلود شده ( یا در اثر جنگ و خشکسالی و .. ) و سلاطین به صدا درآیند, و زمین در اثر زلزله ها بلرزد.

حدود الهی معطل شود و امانت ها ضایع گردد و خیانت ها ظاهر شود و محافظه کار بترسد و خشم زیاد و شدید شده و مرگ مردم را بترساند.

پسر خوانده گان بلند شوند و بنشینند دوستان و اطرافین حاکمان تسلط یافته و خوبان ذلیل شوند, ثروتمندان پلید شوند و اشقیا به آرزوی خود برسند, دانشمندان مایل به کجی شوند و کارها مشتبه شود و مردم در کارها درمانده گشته و وامانده گردند.

اکثر مردم حریص و بخیل گردند و راحتی از مردم گرفته شود.

انسان ها در پرخوری شتاب کنند و مردم از شدت ناراحتی سر در گریبان فرو برند و مرد ترسناک گریزان شود و اوضاع تیره و تاریک شود و مرد پریشان کار سرنگون شود و مردان سیاستمدار حیله گر جلب گردند, و گوساله قوت گیرد (شاید مراد کودکی باشد که به قدرت رسد و شاید مراد گوساله زرد مویی باشد که هم اکنون صهیونیست ها به دنبالش می گردند برای نبرد آرماگدون و شاید هم منظور گوساله ای بود قوم موسی در زمان غیبتش پرسیدند و اکنون هم مردم در غیبت امام عصر ( ع ) گوساله هوی و هوس و اندیشه های باطل را می پرستند.)

و دور کننده دور کند و جستجو کننده جستجو کند و کوشش کننده کوشش کند و رنج اندازه دیگران را به مشقت اندازد و خشم گیرنده خشمگین گردد.

خون ها به راحتی و رایگان و باطل ریخته شود و انسان کینه ور به تندی پیغام دهد از شهری به شهری و فزونی خواه فزونی یابد و قبیله ها پراکنده شوند و شماتت کنندگان یکدیگر را سرزنش کنند و پیرمرد به سختی افتد, شکسته شونده شکسته گردد و خشم آلود, غمگین و پشیمان شود.

و کوشش ها زیاد اما اموال بی برکت شوند, شخص کوشش کننده رنج بسیار کشد.

قسم به ستاره زحل که قرآن را زینت کنند, و سرخ کرده شود خان ها ( در این زمینه ملا مظفر توضیحاتی دارند در تنبیهاتشان و این علم پیچیده نجوم آن حضرت را آن هم در آن زمان می رساند )

در آن هنگام سرطان به تسدیس رسد ( منزل اول از منازل ماه ) و زبرقان به تربیع رسد, و زحل به خانه سهم رسد ( یعنی به حال مقارنه رسد) و هر چیزی که به سوی چیزی باز گردد ناپدید شود و بیابان های میان مکه و بصره منوع شود, و حکم ها و اندازه ها ثابت شود و نشانه های ده گانه کامل شود و زهره به تسدیس رسد, و سختی مردم را فرا گیرد, و ظاهر شود پهن بینی ها ( مراد ترک های بنی قنطورا باشند که از سمت مشرق آیند ) و کوتاه قدان درشت هیکل به توهم افتند ( مقصود چینی ها باشند ) و برتری می یابند بر اینان مردمان خوب ( شاید سید حسنی باشد که به آنها غالب شوند ).

در آن زمان زن های آزاد را معیوب کنند وجزیره ها را مالک شوند و خراسان را ویران کنند ( احتمالا مراد کل ایران باشد چون در لغت عرب در صدر اسلام به ایران خراسان می گفتند ), و خراب کنند قلعه ها و حصارها را و آنچه پنهان و حفظ شده آشکار شود و شاخه ها را قطع کنند و عراق را بگشایند و در دشمنی سرعت بگیرند به سبب خونی که ریخته شود, پس در آن زمانه همواره منتظر خروج مهدی باشید.

سپس آن حضرت بر بالاترین پله منبر نشستند و فرمودند : آه, آه ازسخنان با نیش و کنایه و پژمرده شدن دهان ها. ( راوی می گوید ) پس امام ( ع ) به راست و چپ نگاه کردند و نگاه کردن به جماعتی از اهالی کوفه و اکابر و موجهین و بزرگان قبایل آنان که در محضر حضرت نشسته و همه سکوت کرده بودند, گویا پرنده بالا سر ایشان نشسته بود ( تکان نمی خورند ) پس آه سردی از دل کشیدند و ناله ای غمناک زدند بعد کمی سکوت کردند. <خطبه البیان صفحه ی 32>

به عذاب رسیدن شخص مسخره کننده در همان مجلس :

پس برخاست سوید بن نوفل هلالی در حالی که مانند استهزا کنندگان بود و او از بزرگان خوارج بود پس گفت : ای امیرمومنین آیا تو آنچه را که می گویی حضور داشتی و آنچه را خبر می دهی به یقین می دانی ؟ پس امام به سوی او توجه نمود و با نگاه غضبناک به او نگریست.

سپس به او فرمود : گریه کننده ها به تو بگریند و بلاها به تو فرود آید ای پسر ترسو و تکذیب کننده بیعت شکن زود باش که درازی به کوتاه می آید ( شاید مراد عمرش باشد که خواهد آمد ) و غول ( هوای نفس ) به تو غلبه کند : من راز رازهایم.

گروه مهدویت مجله شمال گردی

قسمت های بعدی در سایت قرار خواهد گرفت ..

1+